ستایشستایش، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره

عشق مامان و بابا

نمایشگاه سرگرمی کودک - نوجوان و سیسمونی بین المللی اهواز

  عزیز مامان بیشترین چیزی که توی نمایشگاه توجه دخملمو جلب کرد عمو خرگوش مهربون بود ، عزیز مامان از خرگوشه جدا نمی شود و دقایقی هم بغلش بودی و با گریه جدا شدی تا ازت رو برگردوندم دیدم رفتی بغل خاله خرگوشه و بازم با گریه از خاله خرگوشه جدات کردم     ببین چقدر دخملی ذوق داره       روز دوم حضور در نمایشگاه : نوبت عکس داشتی با خاله میترا رفتیم نمایشگاه عکس بگیری باباسعید این دو روز سرکار بود و نتونست همرامون بیاد     ...
11 ارديبهشت 1392

سفره هفت سین 1392

  یواش یواش داری کاکائوها رو جمع میکنی ها فضولههههههههه     باباسعید از نگاه کردن به دخملش لذت می بره     دخملی با کاکائوها قطار بازی می کنه     تقویم ٩٢ دخمل گلم     ...
11 فروردين 1392

راننده شخصی عسلم

عسل مامان  سلام صبح ١١/١١/٩١ من راننده شخصی دختر نازم شدم و برای اولین بار شما رو رسوندم مهدکودک ،البته وقتی چندماه بودی همیشه شمارو از مهد می اوردم و این کار روتین من بود ولی از زمانی که شیطنتتات شروع شد باباسعید زحمت رسوندن من و شما رو می کشید چون واقعا کنترل شما توی ماشین برای من سخت شده بود،تا اینکه باباجونی شب کار شد منم  که نمیخواستم سعیدجان اذیت بشه گفتم خودم با ماشین میرم مهد دخملی، اگر گلم اذیت کرد زمانایی که سعیدجان نیست با تاکسی سرویس میریم .. ولی خدا رو شکر شما دختر خوبی بودی و من از شما راضی بودم و تصمیم دارم صبحایی که باباجونی نیست شما رو با خودم با ماشین ببرم مهد ... ...
12 بهمن 1391

روز کودک در نمایشگاه صنایع فولاد خوزستان

اینجا نمایشگاه روز کودک که به لطف همکاران عزیز در ٢٠٠دستگاه برگزار شد. مهدکودک سرور در نمایشگاه غرفه داشت و مربیان مهربان ستایش حضور داشتند و زمان ورود مثل همیشه با استقبال گرم خانم رستمی روبرو شدیم ،خانم رستمی مربی مهد ستایش جونه منو ستایش از صمیم قلب دوسش داریم   ورودی به سالن نمایشگاه     جایگاه خوش آمد گویی به مهمانان عزیز           دخملی عروسک برداشت و در حال فرار ، عروسک گردانم دنبال ستایش عسلی       ستایش در حال ورزش     دخملی می خواست رژ بزنه زیر چشمی داشت نگاه باباسعید دنبال می کرد   ...
10 آبان 1391
1